شهید مجيد خجسته

  • علت شهادت

    • علت شهادت : درگیری با قاچاقچیان مواد مخدر
    • عامل شهادت : قاچاقچیان مواد مخدر
    • شرح علت شهادت : شهید مدافع وطن مجید خجسته مورخ 1392/1/25 براثر درگیری با قاچاقچیان موادمخدر به شهادت رسید.
    مشاهده متن کامل

    شهید مجيد خجسته

    علت شهادت

  • وصیت نامه

    شهید مجيد خجسته

    وصیت نامه

  • زندگینامه

    شهید خجسته ۱۳ مهر ۱۳۵۸ در خانواده ای مذهبی در شیراز متولد شد.فررند دوم خانواده و تک پسر بود و از دوران کودکی رسم مردانگی را آموخت. پدرش ارتشی و در زمان جنگ در جبهه های حق علیه باطل حضور داشت و مجید در دوران نوجوانی مسولیت خانواده و خواهرانش را بر عهده داشت.خیلی مذهبی بود به قدری که از هشت سالگی شروع به نماز خواندن کرد.بوی شهادت را از

    همان کودکی استشمام کرده بود ، زمانی که در بوسنی جنگ بود و مسلمانان را سلاخی می کردند به مادرش گفته بود میخواهم به آنجا بروم و بجنگم. ورزشکار بود و در دوران جوانی در تیم برق شیراز بازی می کرد و همه را به ورزش دعوت می کرد.مجنون امام حسین علیه السلام بود بقدری که محرم همیشه در دسته های عزاداری بوده و روز عاشورا همیشه نذری می داد،

    هیچ وقت ندانستیم نذرش چه بود.فروردین ۸۶ ازدواج کرد و حاصل این ازدواج پسری بنام آرمیا بود. پدرش خیلی اصرار کرد با توجه به رابطه ای که در ارتش داشت او را به استخدام ارتش در بیارد ولی قبول نکرد .بالاخره به استخدام ناجا در آمد و پس از مدتی خدمت در شیراز به سیستان و بلوچستان شهرستان نیکشهر منتقل و در آنجا به عنوان رئیس پلیس مواد مخدر مشغول

    خدمت شد. سربازانش می گویند: هر زمانی که به ماموریت میرفتیم خودش جلو می رفت و به بقیه پشت سرش حرکت می کردند و به سربازها می گفت شما مادرانتان چشم انتظار هستند.همیشه در مورد شهادت حرف میزد و میگفت که شهید میشم مجید انسان بزرگواری بود آنقدر بزرگوار بود که لیاقتش جز شهادت نبود. بسیار با گذشت و بخشنده و یک بنده ی واقعی و مخلص بود. مال دنیا

    برای او ارزشی نداشت. توکل واقعی به خدا داشت و چنان رابطه ی عجیبی با خدا برقرار کرده بود که هنوز هم تاثیر این رابطه در زندگی ما احساس می شود. محبت مجید به من و فرزندم مثل محبت مادر به فرزند، خالصانه و عمیق بود. مجید از یک خانواده ی متوسط بود پدرش کارمند نیروی هوایی و مادرش خانه دار بود چهار خواهر داشت که یکی از آنها در

    چهارده سالگی به دلیل بیماری فوت کرده بود و برادری که یکسال و نیم بیشتر عمر نکرده بود. در رشته های ورزشی مانند شنا، تکواندو، فوتبال و فوتسال فعالیت کرده بود و در بعضی از این رشته¬ها لوح تقدیر گرفته بود. اولین باری که دیدمش روز خواستگاری بود در روز 17 شهریور 1385 بعد از یکی دو هفته تحقیق با هم نامزد شدیم و در دوم آبان عقد کردیم آن

    موقع مجید تازه به زاهدان منتقل شده بود وقتی نامزد شدیم مجید به صورت پیمانی مشغول به خدمت بود در رشته¬ی برق دانشگاه سیرجان فوق دیپلم گرفت و خدمت سربازی را در نیرو هوایی شیراز طی کرد بعد از اتمام سربازی مدتی در تراشکاری، قالی شویی و در آخر در فرش فروشی کار کرده بود تا زمانی که در گزینش نیروی انتظامی پذیرفته شده و به سبزپوشان ناجا پیوست. مجید

    راز هایی با خدا داشت که وقتی به من گفت از ارتباط عمیق او با خدا واقعاً تعجب کردم بعد از ازدواج به زاهدان رفتیم و دو سال و نیم در آنجا زندگی کردیم همانجا بچه دار شدیم خدا به ما پسری داد که نام او را «ارمیا» گذاشتیم. «ارمیا» تقریباً یکساله بود که به شهر مقدس قم رفتیم آنجا حقوقمان خیلی کم شده بود اما به برکت حضرت معصومه

    (س) هرگز سختی نکشیدیم بعد از آن به اجبار به خاطر طرح بومی سازی ما را به شیراز فرستادند سه ماه بعد مجید دوباره درخواست انتقال کرد و بعد از هفت ماه دوباره به سیستان و بلوچستان منتقل شدیم انگار ابتدا و انتهای زندگیمان آنجا بود. این بار به نیک شهر رفتیم زندگی آنجا واقعاً سخت بود همان موقع بود که مجید درجه¬ی ستوان یکمی را دریافت کرد و بخاطر

    تلاش های بسیار خوبش، سمت ریاست مبارزه با مواد مخدر را به او دادند بعد از یکسال و نیم از نیروی انتظامی یک واحد آپارتمان در فولادشهر اصفهان خریداری کردیم و من و «ارمیا» به آنجا رفتیم با انتقالی مجید برای اصفهان موافقت شده بود و قرار بود شش ماه بعد مجید هم به فولاد شهر بیاید عید سال 1392 مجید به من گفت: «من اگر تو و ارمیا را

    نداشتم شش سال پیش شهید شده بودم» تعطیلات عید را کنارمان بود جمعه 23 فروردین از پیش ما رفت و 2 روز بعد یعنی 25 فروردین دست های کثیف موجودی شرور که فرسنگ¬ها با انسانیت فاصله داشت مجید و همکارش را به شهادت رساند. مقارن ساعت 40: 19مورخه 25/1/1392 مقارن با شهادت حضرت فاطمه ی زهرا(س) در پی تماس تلفنی با مرکز 110 مبنی بر وقوع یک فقره تیراندازی در

    شهر، سریعاً مأمورین کلانتری در صحنه حاضر که مشاهده شد خودرو سمند متعلق به پلیس مواد مخدر نیک شهر در حالی که درب سمت راست آن باز است در محل می باشد و در فاصله ی سه متری درب شاگرد خودرو ستوان یکم مجید خجسته رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر شهرستان در حالی که از ناحیه ی سمت چپ صورت مورد اصابت یک گلوله قرار گرفته بر روی زمین

    افتاده و در فاصله-ی حدوداً 20 متری جلوی خودرو گروهبان یکم سید طالب موسوی فرزند سید هادی در حالی که از ناحیه¬ی قفسه ی سینه پهلوی راست و بازو مورد اصابت چهار گلوله قرار گرفته بود بر روی زمین افتاده که سریعاً توسط آمبولانس به بیمارستان انتقال که گروهبان یکم موسوی در حین انتقال به بیمارستان بر اثر شدت جراحت وارده به شهادت می رسد و ستوان یکم مجید خجسته

    به بیمارستان ایرانشهر منتقل و در ادامه ی آن به شهرستان خاش اعزام که در حین اعزام به علت شدت جراحات وارده ایشان هم به شهادت نائل آمدند.

    مشاهده متن کامل

    شهید مجيد خجسته

    زندگینامه

  • اطلاعات فردی

    • شهید مجيد خجسته
    • فرزند محمد
    • متولد 1358/07/13
    • محل تولد : شیراز
    • تاریخ شهادت : 1392/01/25
    • محل شهادت : شهرستان نيکشهر - زمين کشاورزي پشت فرمانداري
    • مذهب : شیعه
    • دین : اسلام
    • وضعیت تاهل : متاهل
    • درجه : سروان
    • استان سکونت : اصفهان
    • شهر سکونت : فولادشهر
    • تحصیلات : فوق ديپلم
    • نوع استخدام : کادر
    • تعداد فرزندان : 1
    • تعداد پسرها : 1
    • تعداد دخترها : 0
    • تاریخ حادثه : 1392/01/25
    • استان حادثه : سيستان و بلوچستان
    • محل دفن : شیراز

    شهید مجيد خجسته

    اطلاعات فردی

موضوعات مرتبط با شهید والا مقام :

اخبار دل نوشته ها عکس نوشته ها