شهید فردین سنجری بنستانی

  • علت شهادت

    • علت شهادت : گلوله
    • عامل شهادت : قاچاقچیان موادمخدر
    • شرح علت شهادت : ورودی پل جیرفت از سمت شهرستان رودبار،پل جنگل آباد بهش آمار قاچاق موادمخدر رو میگن روی پل درگیر میشن. جناب سروان گلزار پور تیر توی سرش میخوره که الحمدالله الان حالش خوبه . شهید سنجری که جاده ر
    • با ماشین شخصی میبنده درگیر میشن تیر به بازوشون میخوره که اون بی انصاف ها با ماشین سمند از روی اخوی ما رد میشن. پاها و تخته سینه اش خورد میشه و شهید میشن.
    مشاهده متن کامل

    شهید فردین سنجری بنستانی

    علت شهادت

  • خاطرات

    لبخند کودکان جهان بارها در زندگی‌مان دیده بودم که چقدر نسبت به بچه‌ها مهربان است. دوست داشت به هر طریقی شادشان کند. حضانت بچه‌ای را قبول کرده بود و هر ماه مبلغی از حقوقش را برای آن بچه کنار می‌گذاشت. یک‌بار عکس آن بچه را آورد خانه و به من نشان داد. گفت: «ببین. این بچه، پسر ماست.» وقتی این حرف را می‌زد شادی عجیبی را در چشم‌هایش حس می‌کردم.

    بارها دیده بودم وقتی گوشة خیابان بچه‌های دست‌فروش را می‌دید چقدر حالش آشفته می‌شد. می‌رفت نزدیک بچه‌ها. حال و احوالشان را می‌پرسید. با آن‌ها صحبت می‌کرد. پولی برای خودشان در جیبشان می‌گذاشت. حتی گاهی با آن‌ها بازی می‌کرد تا خنده را به لب‌هایشان بیاورد. وقتی لباس پلیس در تنش بود این حسش بیشتر می‌شد. احساس مسئولیت داشت نسبت به آن بچه‌ها. یک‌بار یکی از آشناهای دور وقتی فردین را در

    لباس پلیس دید، بچه‌اش را نشانمان داد و گفت که پسرش خیلی از پلیس‌ها می‌ترسد. فردین لبخند زد و با مهربانی با آن پسربچه صحبت کرد. کم‌کم با هم آشنا شدند و عکس گرفتند. روز بعد، فردین برای آن پسربچه هدیه‌ای خرید. یک دست لباس فرم نیروی انتظامی همراه با اسمی که اتیکت اسم آن بچه روی آن خورده بود. وقتی هدیه را به پسربچه داد، آنقدر خوشحال شد که

    چهره‌اش دیدنی بود. بعد از آن رابطه‌شان خیلی صمیمی شد. مدتی بعد برای آن پسربچه حادثه‌ای رخ داد و دستش شکست. هر کار می‌کردند راضی نمی‌شد دستش را گچ بگیرند. می‌گفت اول باید با فردین صحبت کند. با فردین تماس گرفتند و ماجرا را برایش تعریف کردند. فردین که با پسربچه صحبت کرد راضی شد. فردین آرزو داشت روی لب تمام کودکان جهان لبخند ببیند. شهید فردین سنجری بنستانی واقعی‌ترین

    خدمتگذار اگر نیازمندی را می‌دید، نمی‌توانست ساده از کنارش عبور کند. فقیری را در شهر می‌شناخت که وضع زندگی بدی داشت. معلول بود و روی ویلچر می‌نشست. شغلی نداشت و به سختی گذر عمر می‌کرد. فردین خودش به تنهایی مسئولیتش را به عهده گرفت. منتظر نبود که خیّر یا ارگانی پیدا شود تا آن معلول را تحت پوشش قرار بدهد. خودش برای آن مرد غذا می‌برد. کارهایش را انجام می‌داد.

    برایش سرویس شخصی گرفته بود که برای جابه‌جایی در شهر راحت باشد و کارهایش را انجام بدهد. اگر به چیزی احتیاج داشت خود فردین برایش حل می‌کرد. لاستیک ویلچرهایش را عوض کرد. گاهی اوقات حتی او را سوار ماشین خودش می‌کرد و در شهر می‌چرخاند. نمی‌خواست آن شخص به خاطر معلولیت و وضعیتش، زندگی سختی داشته باشد. گاهی اوقات با خودم فکر می‌کردم بعضی آدم‌ها چطور می‌توانند تا این اندازه

    مهربان و سخاوتمند باشند. فردین واقعی‌ترین خدمتگذار مردم بود. شهید فردین سنجری بنستانی این شهید عزیز در طول خدمت صادقانه و غرور آفرین خوددر نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران کارهای خیرخواهانه بیشماری را انجام داده است که کمتر کسی از ان با خبر است و نزدیکان وی هم کاملا از کارهای او بی اطلاع بودند. شهید در طول زندگی خود مسئول هیئت بنی هاشم بود و تمام هزینه های این

    هیئت را تا جایی که توان داشت برعهده می گرفت.یکی از هم هیئتی هایش تعریف می کرد برای موضوعی برای هیئت به آهن آلات احتیاچ پیدا کردیم که وقتی شهید مطلع می شود بلافاصله تمام هزینه هارا پرداخت می نماید. خانمی به دلیل مشکلات مالی در پرداخت اجاره خانه به مشکل می خورد.صاحب خانه برای شکایت از خانم به کلانتری مراجعه می کند و شهید پس از عدم موفقیت در

    جلب رضایت صاحبخانه برای حل مشکل،اجاره معوق مستاجر را از حساب شخصی می پردازد و رضایت صاحب خانه را جلب می نماید. شهید نیز برای مستمندان و خانواده های معتادین نیز که قادر به کار و امرامعاش نبودند موادغذایی و لباس تهیه می نمود. معلولی بنام یاسر که ویلچر سوار است وزندگی خود را از راه تکدی گری می گذراند تعریف می کرد:شهید در انجام اکثر کارهای شخصی به من

    کمک می کرد،همچنین لاستیک ویلچر مرا عوض می کرد.با ماشین شخصی خود مرا در سطح شهر به گردش می برد و برایم غذا می خرید و اوقاتی که خودش نمی رسید برایم ماشینی کرایه می کرد و مرا در سطح شهر جابجا می کرد.چندروز قبل از شهادتش برایم زولبیا و بامیه خرید و به من گفت:برایم دعا کن که شهید بشوم وقتی من بااین حرف او شروع به گریه کردم

    اشکهایم را پاک کرذ و گفت شوخی کردم. همچنین پسری نوجوان و بی سرپرست تعریف می کرد که شهید هر زمان او را می دیده برایش لباس،کفش و غذا تهیه می کرد و حتی به او مبالغی برای گذراندن زندگی می داده است. شهید هر زمان که می توانست برای کارگرانی که در محل مشخص خودبرای پیداکردن کار تجمع می کردند و آنروز بیکار می ماندند غذا تهیه می نمود.

    شهید با پسر بچه ای بنام رادان روبرو می شود که از پلیس وحشت داشت و پس از اطلاع از موضوع با کودک دوست می شود و بااو عکس می گیرد و پس از چندروز برای کودک لباس نظامی همراه با اتکتی بنام رادان هدیه می برد و از آن به بعد به قهرمان رادان تبدیل می شود تا جایی که روزی رادان دستش می شکند به دلیلی،و در بیمارستان

    به هیچکس اجازه درمان نمی دهد تا اینکه به شهید اطلاع می دهند و او سریعا باحضور دربیمارستان کودک را راضی به درمان می کند. شهید سنجولی انسانی پرگذشت و دست و دلباز بود بطوریکه شخصی که با ماشین خود،سرویس مدرسه انجام می داده و بخشی از امرار معاشش از این راه تامین می گردیده با خرابی و هزینه زیاد تعمیر ان روبرو می شود بطوریکه در آن برهه زمانی

    قادر ه تعمیر ماشین خود نبوده.شهید پس از اطلاع از این موضوع ماشین شخصی خود را برای مدتی در اختیار وی قرار می دهد تا بتواند سرویس مدرسه اش را انجام دهد. شهید جوان بی بضاعتی را با خرج خود به کربلا می برد و پس از بازگشت از زیارت برای او کار پیدا می کند و سروسامانی به زندگی اش می بخشد. شهید در مورد اطلاعاتی که ما کامل

    از ان نداریم،کفش هایی که تازه خریداری کرده بود به شخصی نیازمندی می بخشد و دمپایی های پاره او را به پا می کند و به منزل باز می گردد و به پاسخ دادن به سوال خانواده از او که ماجرا چه بوده و کفشهایت چه شده اند طفره می رود و به گفتن همین قدر از موضوع کفایت می نماید. در زندان جیرفت شخصی اعدامی به جرم قتل داشت

    اونم قاتل نه سال در زندانم بود.حکم اعدامش امد و خانواده مقتول تاکید داشتن فقط قصاص.طناب را انداختن گردن قاتل و فوری زیر پایش را خالی کردن در لحظه اول اسم رضایت از دهان پدر مقتول بیرون آمد اولین کسی که در لحظه اول خودش را به قاتل رسوند شهید سنجولی بود برای اینکه گردن قاتل خرد نشود. اینها ویژگی های این شهید عزیزمان بود که همیشه هرجا مشکلی پیش

    میومد بازهم نفر اول بود.

    مشاهده متن کامل

    شهید فردین سنجری بنستانی

    خاطرات

  • وصیت نامه

    شهید فردین سنجری بنستانی

    وصیت نامه

  • زندگینامه

    محل تحصیل دبستان عدالت روستای سقده بود و راهنمایی نمونه دولتی علی ابن ابیطالب بودند. دبیرستان امیرکبیر شهرستان جیرفت رشته علوم تجربی خوندند. دانشگاه پیام نور قبول میشن که اواسط تحصیل از دانشگاه انصراف میده میره امتحان میده برای نیروی زمینی قبول میشه . چون قبلا هم توی پایگاه های بسیج بودند علاقه زیادی داشت به این کار. آموزشی اصفهان بود . مقداری هم شهرستان کرج بود. تاریخ 1396/12/18مصادف با

    میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) سه ماه قبل از شهادتشون ازدواج نمودند که سه ماه بعد از عقدشون در مبارزه با مواد مخدر شهید میشن.

    مشاهده متن کامل

    شهید فردین سنجری بنستانی

    زندگینامه

  • اطلاعات فردی

    • شهید فردین سنجری بنستانی
    • فرزند خدارحم
    • متولد 1367/03/21
    • محل تولد : جیرفت
    • تاریخ شهادت : 1397/03/18
    • محل شهادت : جیرفت
    • مذهب : شیعه
    • دین : اسلام
    • وضعیت تاهل : متاهل
    • درجه : استواردوم
    • استان سکونت : كرمان
    • شهر سکونت : کرمان
    • تحصیلات : دیپلم
    • نوع استخدام : کادر
    • تاریخ حادثه : 1397/03/18
    • استان حادثه : کرمان
    • محل دفن : گلزارشهدا شهرستان جیرفت

    شهید فردین سنجری بنستانی

    اطلاعات فردی