هوادار خانواده

آخرین بروزرسانی : یکشنبه، 15 فروردین 1400

🔹او در خانواده شهدا بزرگ شده بود و دو عمویش شهید بودند به همین دلیل علاقه زیادی به شهادت داشت، خودش و فرمانده اش میدانستند که شهید میشود و فرمانده اش به پدرش میگوید که ما باور نمیکنیم که مرتضی بتواند به پایان خدمت برسد و او حتما شهید میشود.

🔹به پدرش میگفت ارزو دارم خدمتم تمام شود و شما هم بازنشست شوید و شما را به زیارت و کل ایران ببرم.

🔹یک سال بعد از شهادتش اسم پدر و مادرش برای مکه در می آید ، شب به خواب پدرش می آید و میگوید من میخواستم شما را به مکه ببرم، پدرش میگوید تو که شهید شده ای و نیستی ، شهید مرتضی میگوید ، من زنده ام و در کنار شما هستم.

شهدا مرتبط :

شهید مرتضی حشمان