خوش تیپ تر از بقیه

آخرین بروزرسانی : شنبه، 01 آذر 1399

خانواده مستضعفی در روستایمان بود که چند پسر داشتند. نزدیک عید دیدم یکی از پسرهایشان لباس های نو پوشیده و خوش تیپ تر از بقیه است . وقتی داشتم با محمد از داخل کوچه رد می شدم همان پسرک آمد و با محمد سلام و احوال پرسی کرد ، خیلی گرم و صمیمی . آن موقع بود که فهمیدم محمد او را با خود به بازار برده و برایش آن لباس های زیبا را خریده .