خنده های پر از درد

آخرین بروزرسانی : چهارشنبه، 11 تیر 1399

🔹جانباز 70 درصد بود. یک دستش را با نارنجک از دست داده بود. شیمیایی، پوست تمام بدنش را از بین برده بود. کمی که گذشت کبد و اعضای داخلی بدنش هم از کار افتاد. شکمش آب آورد. چشم‌هایش تار شده بود. درد شدیدی داشت. از شدت درد باید بیشتر شب‌ها مسکن‌های قوی به بدنش تزریق می‌شد. 

🔹با این حال روحیه شوخ طبعی‌اش را از دست نمی‌داد. هیچ‌وقت نمی‌توانستیم با او جدی صحبت کنیم. با وجود همه درد و مشکلاتش، همیشه روی لبش خنده بود.گاهی اوقات می‌گفتم: «تو دروغ می‌گی. درد نداری. آخه آدم وقتی درد داره اینقد شوخی می‌کنه؟» در جوابم می‌خندید. سربه‌سرم می‌گذاشت. می‌دانستم این خنده‌ها از مهربانی روحش است. نمی‌خواست ما با دیدن درد کشیدنش رنج ببریم. روحیه‌اش خیلی قوی بود.

🔹شهید مدافع وطن داریوش فضایلی نهرخلجی