زندگی نامه و وصیت نامه / این وصیت را دو روز قبل از شهادتش نوشت

زندگی نامه و وصیت نامه / این وصیت را دو روز قبل از شهادتش نوشت

آخرین بروزرسانی : چهارشنبه، 24 مهر 1398 ساعت 19:03

عالانه در نماز جماعت شرکت و با منافقین پیوسته در ستیز و بحث و در نتیجه خارچشم منافقین بود. شهید یکی از مقلدین امام بود و در شناسایی مرجعیت امام تلاش فراوان می نمود

به گزارش پایگاه خبری شهدای ناجا؛ شهید سیدمحمد بنی کمال در سال 1340 در روستای رستم کلا از توابع گرگان در یک خانواده مسلمان و مذهبی دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در روستا و روستاهای مجاور گذراند و برای ادامه تحصیل به گرگان رفته و موفق به اخذ دیپلم شد. وی از همان اوایل کودکی علاقه وافری به اسلام داشت  و در مراسم مذهبی روستا شرکت و به آن عشق می ورزید. فعالانه در نماز جماعت شرکت و با منافقین پیوسته در ستیز و بحث و در نتیجه خارچشم منافقین بود. شهید یکی از مقلدین امام بود و در شناسایی مرجعیت امام تلاش فراوان می نمود. همیشه در تظاهرات و راهپیمایی ها چه قبل و چه بعد از انقلاب و در مراسمات تشییع شهدا شرکت می کرد .
وی عضو فعال بسیج بود و فعالیتهای چشمگیری داشت و برای دفاع از مرز و بوم کشور عازم خدمت مقدس سربازی شد پس از تعلیمات نظامی به بهبهان اعزام شد و قرار بود سه ماه در آنجا بماند، وی در نامه ای که به دوستش داده بود گفته بود که من در اینجا نمی مانم و حتما به جبهه میروم و بعد از دو هفته به جبهه اعزام شد. وی وصیت نامه اش را دو روز قبل از شهادتش نوشته و برای یکی از دوستانش فرستاد و سفارش کرد که تا وقتی که شهید نشدم آن را باز نکنید. سرانجام در تاریخ 1361/08/08 در جبهه موسیان مورد هدف گلوله متجاوزین بعث عراقی قرار گرفت و به سوی پروردگار شتافت.
شعری از خود شهید:
ای مادر فرخنده نداری خبر از من          از گردش ایام جوانی چه آمد به سر من
من تـازه گلـی بودم اندر چمن تو         نشکفـتـه فروریخت همه بـال و پـر من

ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
آنان که در راه خدا کشته شدند مرده نپندارید بلکه زنده اند و نزد خدای خود روزی می خورند
پس از ستایش خداوند سبحان و درود بر رسول اکرم و ائمه اطهار، بالاخص حضرت مهدی (عج) و نائب برحقش  امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و ملت شهید پرور ایران و خانواده عزیزم، موقعیت ما مانند زمان امام حسین است و اسلام خون می طلبد و قربانی می خواهد و من به پیروی از حسینم و خمینی عزیزم خون می دهم تا اسلام پایدار بماند . مگر می شود کسی خود را مطیع و پیرو حسین (ع) بداند ولی پشت سر حسین را خالی بگذارد و خط حرکت او را تقویت نکند. هیچ قطره خونی در راه خدا از خونی که در راه خدا ریخته شود بهتر نیست و من میخواهم با این قطره خون به عشقم که خداست برسم.
با سلام به شما پدر و مادر عزیزم، من نزد شما شرمنده ام زیرا نتوانستم آن حقی را که بر گردن من دارید ادا کنم، ولی شما ناراحت نباشید و افتخار کنید که چنین فرزندی از شما در میدان حق علیه باطل برای دفاع از حق و برای خداوند فدا گشته است. پدر و مادر عزیزم من اگر در طی این چند سال عمر در حق شما بدی کرده ام به بزرگی خودتان مرا ببخشید. پدر و مادر عزیزم من امانتی بودم نزد شما و قدرتی مافوق قدرت ها مرا به صورت امانت نزد شما گذاشته بود و حال آمد و امانت خود را پس گرفت پس ناراحت نباشید بلکه خوشحال باشید که توانستید این امانت را به نحو بسیار خوب به صاحب اصلی اش برگردانید. و اما خواهرانم :
اگر برادر خوبی برای شما نبودم مرا ببخشید و دوست دارم در مرگم زینب وار استقامت داشته باشید و تا حد توان خودتان در راه اسلام کوشش کنید و از شما خانواده عزیزم تقاضا دارم که پس از مرگم گریه نکنید که روح من آزرده شود و دشمنان را خوشحال کند .
برادران عزیزم شما هم هدف برادرتان که همان اسلام است دنبال کنید و از راه های منحرف دوری کنید و به پدر و مادر عزیزمان کمک کنید
ضمنا من اگر شهید شدم و به آرزوی خود رسیدم مرا در مزار شهیدان راه اسلام( امامزاده عبدالله) دفن کنید
به امید پیروزی اسلام در سراسر جهان
و به امید ظهور هر چه زودتر امام زمان (عج)
سید محمد بنی کمالی 1361/08/06

روحش شاد و یادش گرامی باد.
                                           

دیدگاه های شما :


کدامنیتی