خط قرمزی برای سوداگران مرگ

خط قرمزی برای سوداگران مرگ

آخرین بروزرسانی : سه شنبه، 23 شهریور 1400 ساعت 16:52

شنیده بودیم اشرار شهرستان خاش تو یه مجلس باهم گفته بودن که آگه از یگان بم و رضا غلامشاهزاده رد بشیم حساب کن مواد رو رسوندیم شیراز.

به گزارش پایگاه خبری شهدای ناجا، شهید مدافع وطن غلامشاهزاده از همرزمهای خودم بود. کل منطقه کویر چهار شهرستان شرقی کرمان (فهرج. ریگان‌. بم. نرماشیر) رو مثل کف دستش می‌شناخت. جانفشانیاش درراه مبارزه بااشرار و قاچاقچیان مواد مخدر زبانزد خاص و عام بود. به طوری که شنیده بودیم اشرار شهرستان خاش تو یه مجلس باهم گفته بودن که آگه از یگان بم و رضا غلامشاهزاده رد بشیم حساب کن مواد رو رسوندیم شیراز.

ولی رضا چون مسئول اطلاعات یگان تکاوری بود و اطلاعات خوبی از حضور اشرار و قاچاقچیان بدست آورده بود توی عملیات اون روز اشرار رو تو حوزه ریگان رودخانه دشتوک زدیم و لندکروز با ۲ تن مواد مخدر مصادره شد و ۲ نفر از اشرار به هلاکت رسیدند.

 یه دفعه هم که من همراش تو ماه محرم به ارتفاعات شهرستان ریگان رفته بودیم و از طرف مقام معظم رهبری برای مردم کپرنشین منطقه برنج بردیم جوری بود که تاآخرین کپرهای که تو نقاط دورافتاده می‌رفتیم رضا غلامشاهزاده رو می‌شناختن و چون نفراول طایفه دهمیری بود بهش می‌گفتن رضا دهمیری و به زور ما رو می‌بردن داخل کپرها و بهمون دوغ و چای می‌دادن و افتخار می‌کردن که چنددقیقه خونه شون بشینیم و با مهربانی و صمیمیت خاصی بامردم صحبت می‌کرد و بهشون می‌گفت که رهبر حتی تو فکر شما مردم کپر نشین این منطقه هست و براتون هدیه ناقابل فرستاده.

من و شهید رییسی هم کل منطقه کویر رو از این شهید بزرگوار یاد گرفتیم و بهمون می‌گفت آگه میخاهید کویر یاد بگیرید باید سوار موتور بشید و خاک و منطقه رو بشناسید. روزی که این شهید بزرگوار به شهادت رسیدن روی دستهای شهید محمد حسین رییسی جان دادند و شهید رییسی تعریف کرد که وقتیکه رضا تیرخورد، من پیراهنشو بازکردم تا راحت تر نفس بکشه و آثار جراحی  دیدم که عمل باز قلب انجام داده و تا اون لحظه هیچکس از این قضیه خبرنداشت و همیشه و همه جا نفراول بود. باتوجه به این بیماری میتونست نامه سطح سلامت بگیره و اداری خدمت کنه.

همیشه به شهید می‌گفتم که نمی‌خای اداری خدمت کنی و بری شهر خودت (چون هرروز مسیر ۱۰۰ کیلومتری طی می‌کرد و به محل کار می اومد) می‌گفت خدمت در یگان تکاوری مثل دوران دفاع مقدسه و خدمت کاملاً پاکی داره. درسته که ما در پیشانی جنگی و هم مرز با سیستان و بلوچستانیم ولی اینجا بهتر میتونیم به مردم منطقه مون خدمت کنیم و آگه بشه میخام کل خدمتمو در همینجا انجام بدم.

شهید مدافع وطن رضا غلامشاهزاده فرزند مراد اهل فهرج کرمان در خانواده‌ی پرجمعیت متولد شد. دروس ابتدایی را روستای خود گذراند ولی برای ادامه تحصیل راهی بم شد. پدرش کشاورز بود و رضا از همان کودکی در کار کشاورزی کمک حال پدرش بود. ضمن تحصیل و کمک به پدر از آنجایی که در خانواده مذهبی رشد یافته و برادرش فرمانده بسیج منطقه بود رضا هم حضوری فعال در بسیج داشت. به مدت شش سال در دسته‌های رزمی بسیج کرمان به تأمین امنیت منطقه کمک می‌کرد. به خاطر علاقه زیادش به امنیت شهروندان به استخدام ناجا درآمد و دوران آموزشی خود را در مشهد و اصفهان طی کرد و پس از پایان آموزش به یگان‌های تکاوری استان کرمان منتقل شد. حضور بسیار فعالی در منطقه داشت در تمامی عملیات‌ها با عملکرد درخشان و کشفیات بالا زبانزد همکاران بود. حضور پررنگ و تلاش زیادش در جریان زلزله بم و دوبار مجروحیت و جانبازی و کشفیات بسیار موادمخدر و سلاح و دستگیری بسیاری از اشرار منطقه گویای فعالیت شهید بود.

***

شهید مدافع وطن رضا غلامشاهزاده نیروی یگان تکاوری کرمان مورخ 1391/10/3 هنگام درگیری با اشرار در دهنه میلکی مرز بم و ریگان براثر اصابت گلوله به سینه شهادت رسید.
                                           

دیدگاه های شما :


کدامنیتی