اقتدار درعین عطوفت

اقتدار درعین عطوفت

آخرین بروزرسانی : سه شنبه، 23 شهریور 1400 ساعت 16:38

سرباز را به اتاق فرا خواند و او را به امام رضا قسم داده بود تا اگر سیگار کشیدن را کنار بگذارد، چند روزی به او مرخصی تشویقی بدهد که همین طور شد.

به گزارش پایگاه خبری شهدای ناجا، درطول خدمتش، هم با سربازان شوخی می‌کرد هم بانیروها؛ اما طوری که آن وجهه فرماندهی‌اش حفظ شود و شئونات نظامی از بین نرود. مثلاً در جلسه‌ای که هر ماه با سربازان داشت، در میان سخنان خود مزاح هم داشت. برای هزینه سفر سربازان، قرار بود برود با فرماندهی هنگ صحبت کند تا مبلغ قابل توجهی به آن‌ها داده شود، چون اکثر سربازان ما غیربومی بودند و چند سرباز هم متأهل‌ها بودند که به آنها مرخصی بیشتری می‌داد. اگر سربازی مشکل و یا مسئله‌ای خانوادگی داشت و با او در میان می‌گذاشت، تاجایی که می‌توانست برای انتقالش به محل سکونتش مکاتبه می‌کرد و یا حضوراً به هنگ مرزی میرجاوه مراجعه می‌کرد.

وقتی سید برای گشت محور می‌خواست از یگان خارج شود، سربازان خیلی تمایل داشتند با او بروند، نیروهای رسمی هم همینطور. اما درعین حال همیشه همه چیز او سرجایش بود. در حال اقتدار فرماندهی بسیار افتاده و متین بود. هرگز ندیدم که تند و عصبی شود ولی دستورات اعلامی باید اجرا می‌شد.

برای سلامتی تمام نیروها

سیدنورخدا موسوی به یکی از همکاران درجه دار که با خانواده‌اش قصد زیارت به مشهد مقدس را داشت، مبلغی پول داد و گفت: بیا، این رابرای سلامتی تمام بچه‌های یگان که هرکدام برای بازگشت به شهرشان، خانواده‌ای چشم به را دارند به حرم امام رضا بینداز و دعا کن ما هم عاقبت به خیر شویم.

مرخصی تشویقی برای سیگاری

یکی از سربازان به دلیل فوت پدرش و فشاری که براو وارد شده بود، به پشت بام یگان می‌رفت و سیگار می‌کشید. این موضوع به گوش سید رسید. بدون هیچ گونه تندی و خشونت او را داخل دفتر کارش برد و با لحنی آرام شروع کرد به صحبت کردن با سرباز. او را به امام رضا قسم داده بود تا اگر سیگار کشیدن را کنار بگذارد، چند روزی به او مرخصی تشویقی بدهد که همین طور شد.

جواب محبت به دیگران

به علت مرخصی بودن فرمانده، تمام دستورات دست آقا سید بود. آن زمان به علت کمبود نیرو و تکمیل آمار مرخصی به هیچ سربازی برگه مرخصی داده نمی‌شد. روزی در دفتر کارگزینی مشغول بودم که آقا سید درحالی که دست سربازی را گرفته بود، وارد دفتر شد.

سرباز بچه مشهد بود و به دلیل عمل پدرش می‌خواست به مرخصی برود. سید به من گفت: رجبی، همین الان فرم مرخصی مربوط به سربازان را پرکن و برایم بیار تا این سرباز فردا به مرخصی برود. آن لحظه فقط گفتم: چشم اما وقتی پیشش رفتم، گفتم: آخر سیدجان، ما که آمار مرخصی‌هایمان تکمیل شده؛ گذشته از این‌ها این سرباز فردا کمین دارد.

سیدجواب داد: می دانم، ولی وقتی پدرت در اتاق عمل باشد و اصلاً نمی‌دانی فردا او را می‌بینی یا نه فرق دارد. نگران نباش درست می‌شود. بعد با خنده گفت: اصلاً خودت را بجای او می‌فرستم کمین. برایم بسیار حیرت انگیز بود. چند ساعت بعد از اعزام آن سرباز، سرباز دیگری که حضورش برای دوروز بعد بود وارد یگان شد. چون یکماه دیگر عروسی برادرش بود، زودترآمده بود تا بتواند برای یک ماه دیگر زودتر برود.

وقتی سید متوجه جریان شد، باخنده گفت: بیا، این هم نیروی سرحال برای کمین. دیدی رجبی الکی نگران بودی.

***

شهید سیدنور خدا موسوی مفرد  در تاریخ 17 اسفند 1387 با سمت فرمانده یگان تکاوری قرارگاه فتح زاهدان برای مقابله با گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی ملعون معروف به جند الشیطان عازم به منطقه لار شد. مدتی از شروع عملیات نگذشته بود که با اصابت گلوله دوزمانه اشرار به جانبازی صددرصد نائل گردید،  پس از حدود 10 سال رنج و درد جانبازی  زندگی نباتی   نهایتا در مورخ 1397/08/6 روز شهادت پیامبراکرم و امام حسن مجتبی به خیل شهدا شتافت.
                                           

دیدگاه های شما :


کدامنیتی