و به توکل نام اعظمت

و به توکل نام اعظمت

سه شنبه، 09 شهریور 1400 ساعت 15:52

بسم‌الله الرحمن الرحیم و به نام شهدایی که رفتند تا بمانیم. همانان که با صبرشان درس صبر، با قناعتشان درس قناعت و با مهرشان مهربانی را به ما آموختند.

در صله رحم و تکریم میهمان نمونه بود

در صله رحم و تکریم میهمان نمونه بود

دوشنبه، 08 شهریور 1400 ساعت 12:03

ویژگی پدرم مهمان دوست بودن بود، یعنی مثلاً مهمان میومد خیلی مراقب بود برای مهمان غذا کم نیاد، به شدت دست و دلباز بودن، مثلاً بین دوستان خودش جوری بود که لباسش رو می‌بخشید، مثلاً اگه چیزی می‌آورد باید بین همه‌ی فامیل و اقوام و آشنا و همسای...

ای‌کاش بودم و آخرین بار می‌دیدمش

ای‌کاش بودم و آخرین بار می‌دیدمش

یکشنبه، 07 شهریور 1400 ساعت 16:40

برای ورود به دنیای شهدا باید دفتر عمرشان را ورق زد؛ باورهایشان را جستجو کرد و در رفتارشان تأمل نمود. برای دانستن آنچه باید به مصاحبه نشسته‌ایم با شهربانو خزروان مادر شهید عبدالصمد توفیقی، پس همراه ما باشید.

خیلی دوست داشت شهید شود

خیلی دوست داشت شهید شود

یکشنبه، 07 شهریور 1400 ساعت 16:32

سال‌هاست که از شهادتشان می‌گذرد، اما به‌رسم ادب فرصت را غنیمت شمرده و به سراغشان رفتیم تا از پسر شهیدشان برایمان بگوید. می‌گوید:« باشرف، باادب، با‌تربیت و با‌معرفت بود و با مردم‌دوست بود. نسبت به امام حسین )ع( ارادت خاصی داشت.»

اگر آرزوی شهادت نداشت، هرگز نمی‌رفت

اگر آرزوی شهادت نداشت، هرگز نمی‌رفت

پنجشنبه، 04 شهریور 1400 ساعت 17:59

نام‌ها گاهی دقیقاً شبیه به هم می‌شوند، ولی هیچ‌گاه ذات انسان‌ها شبیه به هم نمی‌شود. نام عبدالرضا بسیار است؛ ولی هرکس شهید عبدالرضا مختاری نمی‌شود. اکنون پای صحبت با پدر ایشان می‌نشینیم تا او را بهتر بشناسیم.

رفت و چراغ خانه‌مان خاموش شد

رفت و چراغ خانه‌مان خاموش شد

پنجشنبه، 04 شهریور 1400 ساعت 12:08

هر وقت پدر و مادرها دعایمان می‌کنند، می‌گویند: «عاقبتت خیر باشد.» و چه دعای زیبایی است، اینکه ته زندگی‌ات رضایت خدا باشد و نگاه پرافتخار پدر و مادر. شهدا عاقبتشان خیر شد. شهدایی مانند شهید عادل تلمه، برای آشنایی با این شهید پای صحبت پدر ا...

هفته پایانی‌ای که‌ای کاش بودند

هفته پایانی‌ای که‌ای کاش بودند

چهارشنبه، 03 شهریور 1400 ساعت 17:11

ترک¬کردن آنچه دوست داریم سخت است، خیلی سخت، جان‌ دوست داشتنی‌ترین هدیه برای انسان است. اگر هم کسی آن را ببخشد به خاطر این است که چیز بهتری به دست می‌آورد و آن چیز، لبخند خداست. به خاطر همین نشسته‌ایم پای صحبت فرزند کسی که لبخند خدا را با...

با پدرش مثل دو دوست بودند

با پدرش مثل دو دوست بودند

سه شنبه، 02 شهریور 1400 ساعت 10:44

زندگی بعضی از انسان‌ها را باید هم خواند، هم نوشت و هم دید. چون هرلحظه از زندگی‌شان درس عبرتی است برای انسان‌هایی که می‌خواهند انسان‌وار زندگی کنند. به همین جهت پای صحبت پدر و مادر شهید صباح فتحی نشسته‌ایم تا از او بیشتر بشنویم.

شهیدی که با مادر خود سخن گفت

شهیدی که با مادر خود سخن گفت

سه شنبه، 02 شهریور 1400 ساعت 09:18

زمانی که به قبرهای اطراف نگاه می‌کردم، دیدم بیشتر شهدا هفده یا هجده سال بیشتر ندارند. گفتم: «ببین محمدجواد، این‌ها همه همسن تو هستند.» وقتی این را گفتم، به‌طور واضح صدایش را شنیدم که گفت: «پس چرا این‌قدر گریه می‌کنی؟»

سیب سرخ

سیب سرخ

دوشنبه، 01 شهریور 1400 ساعت 17:52

ما سینه زدیم بی صدا باریدند از هر چه که دم زدیم آن‌ها دیدند ما مدعیان صف اول بودیم از آخر مجلس شهدا را چیدند