مهربانی هایی که از عسگر یادگار مانده است

مهربانی هایی که از عسگر یادگار مانده است

چهارشنبه، 24 شهریور 1400 ساعت 17:21

عسگر دل مهربانی داشت. از کمک به هیچکس دریغ نمی‌کرد. آنقدر مهربان بود که آخر مهمان ارحم‌الراحمین شد.

و به توکل نام اعظمت

و به توکل نام اعظمت

چهارشنبه، 24 شهریور 1400 ساعت 17:08

سیدمهدی از آن جوان‌هایی بود که می‌شد روی او حساب کرد. در کار، در اخلاق و مروت، در رفاقت و ... . صداقت و مهربانی‌اش بود که او را آسمانی کرد.

فرشته‌ای زمینی یا انسانی آسمانی

فرشته‌ای زمینی یا انسانی آسمانی

چهارشنبه، 24 شهریور 1400 ساعت 16:56

می‌گویند فرشته‌ها از جنس نورند. اما گاهی روی زمین هم فرشتگانی از جنس انسان پیدا می‌شوند كه مثل همه ما می‌خورند و می‌خوابند، اما پایان خوشی دارند. مصیب قصه ما از جنس همین فرشتگان است.

مسؤلیت پاسگاه با این سرباز بود

مسؤلیت پاسگاه با این سرباز بود

چهارشنبه، 24 شهریور 1400 ساعت 16:41

وقتی سر شیدا و پرشور داشته باشی، قدم‌هایت از پایگاه بسیج تا پاسگاه نیروی انتظامی امتداد می‌یابد و برای حفظ كشورت و جوانان میهنت از جان مایه می‌گذاری. اینگونه بود كه سید محسن باقری عاشقانه خدمت كرد و عاشقانه پركشید.

در انجام امور دینی از ما جلو می زد

در انجام امور دینی از ما جلو می زد

چهارشنبه، 24 شهریور 1400 ساعت 16:20

اهل صله‌رحم بود. با همه خوش‌رفتار بود و به فاميل و همسايه خيلي اهميت مي‌داد. آرزويش شهادت بود.

شهیدی که نامش هنوز هم در خاطره‌هاست

شهیدی که نامش هنوز هم در خاطره‌هاست

چهارشنبه، 24 شهریور 1400 ساعت 08:30

موقعی که جنازه­اش را آوردند، در دوتا جیب سمت راست و چپش عکس امام بود. آن موقع کمیته، لباس‌های مخصوص داشتند و عکسش و انگشترش با او بود. از همه لحاظ عالی بود.

آرزوی شهادت

آرزوی شهادت

سه شنبه، 23 شهریور 1400 ساعت 17:23

برادر شهید ناظرنژاد از برادر شهیدش می‌گوید؛ از آرزویش برای شهادت تا مشخص¬شدن جای دفنش که با گذشت بیش از سی سال هنوز جای آن مشخص نیست.

عشق به نماز و دین داری

عشق به نماز و دین داری

سه شنبه، 23 شهریور 1400 ساعت 15:44

همیشه در نمازهای جمعه شرکت می‌کردند. شهید همیشه جانماز خود را با خود داشت و هیچ‌وقت نماز خود را شکسته نمی‌خواند و کامل می‌خواند.

همه آرزویش شهادت بود

همه آرزویش شهادت بود

دوشنبه، 22 شهریور 1400 ساعت 16:03

همه فکرش جبهه، عملیات و شهادت بود؛ و حتی آن‌وقت هم که جبهه بود نماز شبش ترک نمی‌شد؛ دوستانش به ایشان توسل می‌کردند.

تو را در خواب می‌بینم

تو را در خواب می‌بینم

دوشنبه، 22 شهریور 1400 ساعت 15:37

اما بعد از بازگشت اسرا خبری از او به دست ما نرسید. حتی در سال 82 من فکر می‌کردم اسیرهای زندان مخفی آزاد بشوند و مصطفی برمی‌گردد؛ اما اثری از او نبود و به‌عنوان شهید گمنام ثبت شد.