قول می دهم که ادامه هنده راه تو باشم

قول می دهم که ادامه هنده راه تو باشم

سلام پدر... سلام ای غزل ناب هستی، ای یادآور خاطرات خوب کودکی ام ای لاله سرخ گون کربلای عشق... چه زود رفتی. چه زود رفتی و مرا با غم هایم تنها گذاشتی. آخر من در نبودن تو با چه کسی درد و دل کنم که به هرس...

اگر شماها نبودید خدا می داند ما مستعمره کدامین کشور بودیم

اگر شماها نبودید خدا می داند ما مستعمره کدامین کشور بودیم

سلام پدر مهربان و خوبم. پدر من هررزو صبح که از خواب بیدار می شوم بعد از نام خدا به تو که بالای سرم در قاب دیوار اتاقم هستی سلام می کنم. روزها و ماهها و سالهاست که دلتنگ توام، دلتنگی های من عاشقانه ا...

دلم را جای دل بچه هائی می گذارم که پدرشان هنوز گمنام است

دلم را جای دل بچه هائی می گذارم که پدرشان هنوز گمنام است

به نام خدا 1381/11/1شب عجیبی بود ساعت 2200 پدر عزیزم از ماموریت برگشت چهره ای خسته و غمگین داشت به من گفت اندکی می خوابم بعد می روم کنارش خوابم برد، نیمه های شب بیدار شدم کنارم نبود چندروز بعد 81/11/...

باعث افتخار پدر و مادرم باشم

باعث افتخار پدر و مادرم باشم

آخرین لحظه ای که با پدر صحبت کردم از راه دور تماس گرفته بود من به اصرار خودم خانه ی پدربزرگم مانده بودم و پدر و مادر و خواهر کوچکم به بندر جاسک رفته بودند و من خندان بودم و می خواستم زودتر به پیش فامی...

رهبرمون زمان شناس و داناست

رهبرمون زمان شناس و داناست

سلام بابا محمدم ریحانه ام امروز دلم ابری شده امیدم چندساله با داغ دلت می سوزم چندساله چشمامو به در می دوزم با چه امیدی پشت در می شینم آخه می خوام با...

به یاد تو آرام می گیرم

به یاد تو آرام می گیرم

به نام خدا بابای خوب و مهربانم سلام، بابای زیبائی های هرشب من سلام بابای من: دیروز توی مدرسه مدیرمان گفت شماها سپر هستین و میشین مردهای آینده پس وقتی می خواین مرد باشین دیگه مرد گریه نمی کنه، اما ب...

یادش به خیر

یادش به خیر

زمانی که بچه بودم همسایه ای داشتیم که آن ها هم دو دختر تقریبا هم سن و سال من داشتن ما باهم دوست بودیم یک روز پدرشان برای یکی از آن ها یک جفت دمپایی چوبی خرید که من با دیدن آن خیلی خوشم آمد دوست داشتم...

با شهدای کربلا محشور بشی

با شهدای کربلا محشور بشی

به نام خدا سلام بابا غلامعلی خیلی دوست دارم؛ بابایی خیلی دوستت دارم. من الان نشستم جلو عکس تو دارم برات می نویسم البته ببخشید نمی تونم زیاد به عکست نگاه کنم چون ممکنه کاغذم خیس بشه اونوقت نتونی بخون...

دلم فقط کمی تورا می خواهد

دلم فقط کمی تورا می خواهد

به نام خدا می خواهم قلم دست بگیرم و بنویسم ولی هیچ کدام یاری ام نمی کنند، نه کاغذ، نه قلم، نه دلتنگی هایم... می شنوی؟ منم پسرت غریب افتاده ام بین این مردم، آنقدر نگاهم نکرده ای که پاک از یادت رفته...

به معنای واقعی انسان بودن

به معنای واقعی انسان بودن

پدر عزیزم سلام خیلی دلم برات تنگ شده است قبلا که می رفتی سرکار می دانستم که بر می گردی و وقتی که از سرکار به خانه می آمدی با اینکه خسته بودی اما یک دنیا انرژی و امید برایمان می آوردی. خدا می داند چقد...

رشادت برای وطن

رشادت برای وطن

شهید بزرگوار همیشه در روضه های محلی روستا و در کلاس های قرانی که نهضت سوادآموزی برگزار می شد شرکت داشتند. در مجالس مذهبی عزاداری های ماه محرم و صفر حضور پررنگی داشت و عضو انجمن هیئت حضرت اباالفضل الع...

این سهمیه های جنگ من مال شما

این سهمیه های جنگ من مال شما

بسم رب الشهدا و صدقین خاطرات پدر شهیدم... زمانی که چشم به جهان گشودم پدرم در جبهه های حق علیه باطل به مبارزه با دشمن می پرداخت مادرم می گوید او فردی متواضع، مهربان، با ایمان و باتقوا بود و به مستمند...

یادش پشتوانه ی محکمی برایم هست

یادش پشتوانه ی محکمی برایم هست

بسم رب الشهدا و الصدیقین من اعظم دختر کوچک شهید هستم متولد 1359 در آن زمان که پدرم شهید شده من تنها 11ماه داشتم. چیزی به یاد ندارم ولی مادرم برایم تعریف می کرد که وقتی پدرت می خواست به جبهه برود خیل...

خدا، دلم بهانه پدرم را می گیرد

خدا، دلم بهانه پدرم را می گیرد

بسم الله الرحمن الرحیم بی مقدمه دلم بهانه پدرم را می گیرد. پدرم مورخ 1393/1/22 در درگیری با اشرار مسلح به درجه رفیع شهادت نائل آمد. سلام سلام بر پدرم عزیزم که یک سال و اندی است که او را ندیده ام، س...

شعر تو شعر شهادت شعر نور

شعر تو شعر شهادت شعر نور

آسمان بارانی است! گویا از دل من نیز خبر می دارد! که چنین سخت بر اندوه دلم می بارد! ای پدر ای مهربان همچون ابر بی قرار برمن ببار ای که نام تو پناه گریه خاموش من ای به یاد تو همه آغوش من ای پدر بو...

همیشه در خاطره ها خواهی ماند

همیشه در خاطره ها خواهی ماند

دلم را به آسمان ها می سپارم تا دست نوشته هایش را به تو نشان دهد که تا شاید دفتر قلبم را ورقی بزنی و گوشه ای از آن را زمزمه کنی پس این چنین برایت می نگارم سلام پدر عزیز من امروز می خواهم از دل تنها و...

دوستت دارم بابای آسمانی من

دوستت دارم بابای آسمانی من

جای خالی تورا که می بینم تمام بغض های نشکفته ام باز می شوند طنین آهنگ صدایت را که نمی شنوم تمام نجواهای عاشقانه را سکوت می پندارم... گرمای دستان نوازشگر تو را که دیر زمانی است از من گرفته اند مر...

مردم نذارین بوی شهادت و میراث شهدا از بین برود

مردم نذارین بوی شهادت و میراث شهدا از بین برود

آن روز همه خوشحال بودن چرا که یاد گرفته بودند بنویسند بابا این واژه برای همه ی دوستانم آشنا و مفهومی بود. اما سخت ترین روز من بود چون باید آن روز چندین بار از روی واژه بابا می نوشتم. من بعد از شهادت...

نماز خواندن به من یاد می دادی

نماز خواندن به من یاد می دادی

به نام خداوند مهربان، پروردگار مهربانی که در نبود تو پدر عزیزم در کنارم و هنگام دلتنگی هام، یاد او همیشه باعث آرامش من میشه. پدرعزیزم سلام یا بهتره بگویم آقاجان سلام، چون یادمه آن وقت ها تو را همیشه...

هرگز احساس یتیمی نمی کنم

هرگز احساس یتیمی نمی کنم

پدر ای زیباترین گوهر زندگی، محکم ترین تکیه گاه ای شیرین ترین احساس و رسا ترین نغمه محبت می خواهند از تو بگویم از تویی که ندیدمت می خواهند از تو بنویسم از تویی که نشناختمت تویی که وقتی 18 ماه بیشتر...