سلام بابای خوبم!

سلام بابای خوبم!

سلام بابای خوبم! تازه یاد گرفته ام بگویم بابا. چقدر گفتن بابا قشنگ است ، چرا مادرم قاب عکس تو را مقابل صورتم می گیرد و خودش می گرید؟ دل رستای هشت ماهه ات برای صدایت تنگ شده است.دلم آغوش گرمت را...

گل نرگس

گل نرگس

بسم رب الشهدا و الصدیقین بار دیگر قلم سوگوارنه به یاد شهیدی از تبار شهدای مظلوم و سبز پوش نیروی انتظامی می گرید. دیگر نه قلم را یارای تعریف است و نه قلم زدن را توان توصیف!!! به یاد شهیدی که از کنا...

دلنوشته شلمچه

دلنوشته شلمچه

هر لحظه که تاب و توانم به انتها میرسد و از دنیا و آدم هایش دلگیر میشوم خود را به شلمچه میرسانم که راهش هیچگاه بسته نیست، من از فرسنگ ها دورتر با پای دل راهی میشوم و خود را به سرزمین عاشقان میرسانم، شل...

دلنوشته هویزه

دلنوشته هویزه

عشق برایت معنا پیدا میکند هنگامی که همقدم با نسیم از میان عاشقان میگذری! و روح بی تعلق به بدن غبار گرفته کنجی مینشیند تا قدری آرامش از اهل این دهکده آرام طلب کند. اینجا سرزمینی است که در آن چشم از...

معراج الشهدا

معراج الشهدا

همه آشفتگی هایم درست از لحظه ای شروع شد که تو را به دست فراموشی سپردم، نمیدانم شاید هم در ابتدا خود را از یاد برده بودم، آخر چگونه میشود که حافظه ام تو را از قلم بیندازد و بین ما این چنین فاصله بیفتد!...

پشتیبان ولایت فقیه باشید

پشتیبان ولایت فقیه باشید

همیشه به همه مخصوصا مادرش و خواهرش میگفت: پشتیبان ولایت فقیه باشید هیچ وقت حجابتون رو کنار نذارید  سعی کنید راه پیامبران و امامان رو ادامه بدید خودش خیلی سر این چیزا حساس بود اگه ک...

دلنوشته شلمچه

دلنوشته شلمچه

در احوالاتی اسیر شده ام که انگار برای من نیست، من حتی با خودم غربیه شده ام، دیگر کسی را که در آیینه میبینم نمیشناسم، اینها تنها تا زمانی است که میان من و تو فاصله باشد و من در سر آرزوی زائر تو بودن را...

روایت بهشت طلاییه

روایت بهشت طلاییه

طلاییه را میشناسی؟؟ قربانگاه اسماعیل ها است ... سینه ای است به وسعت میدان های مین گسترده بر خاک ... طلاییه را دلی است به پهنای سیمهای خار دار ... پر است از مجنون لیلا... عاشقان بی نام و نش...

دلنوشته معراج الشهدا

دلنوشته معراج الشهدا

مینویسم برایت از دهکده تنهایی هایم و از بیقراری های قلب شکسته ام، راز دل را برای تو فاش میکنم که به درستی تو محرم اسرار من هستی. تو را صدا میزنم و خوب میدانم که جوابم را میدهی و مرا به حال خود وانمیگذ...

دلنوشته ای برای اروند

دلنوشته ای برای اروند

اینجا سرزمینی است که هنوز هم خاکریزها بوی عطر پیراهن و چفیه و پوتین شهدا را به نسیم امانت میدهند و شعر حماسه جاوید آنان را بر اروند می سرایند. اینجا خاک از رشادت ها و جانفشانی های فرزندان وطن روایت می...

چشم بیدار

چشم بیدار

شهر خفته و غافل است در شب ! گویا هیچگاه خورشید را اشراقی نیست که صبحگاهان بر ایشان بتابد . مردانی غیور از پارس اما شبانگاهان با ضرباهنگ آژیرها ، رقصی میانه ی میدان آرزو کرده اند . این شهر آرام است. سن...

باید راهش را ادامه دهم

باید راهش را ادامه دهم

من دیگر مردی شده ام و باید راهش را ادامه دهم ... باز یـک سال گــذشت و دوبـاره به نـقطه ی شروع رسیـدم، خدایـا دلم هوای دیــروزم را کـرده هوای پــدرپلیسم دلم میـخواد مثـل دیـروز قـاصدکی بـردارم و آرزوها...

سلام پدر شهیدم

سلام پدر شهیدم

اڪَر قلمم یارے ڪند و اشڪ لحظه‌اے‌امانم دهد مےخواهم همسفرم باشے و ڪودڪی‌ام را با من قدم بزنے. ‌ ڪوچه خاطره‌هایم منتهے به روزهایے است ڪه در انتـظار تو گـذشت. خاطرم هست ڪه شبے بن...

دلتنگ دیدار

دلتنگ دیدار

دلنوشته ای به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد شهادت عزیزتراز جانم پدر عزیزم شهید محمد اسماعیل دلاور تو را در ارتفاع عشق دیدم دو دستت در قنوتی عارفانه لبانت گرم گلبانک مناجات به کوی وصل می‌رفتی ش...

افتخار دختر شهید

افتخار دختر شهید

سلام پدر جان. خیلی دوست دارم. نمی دانم این جمله را چند بار در نگاه مهربان تو گفته ام. شاید جمله ای بهتر از این در وصف خوبی های تو نمی توانم بگویم. می دانی پدر‌؛ تو همیشه در خاطر و قلب من هستی و خواه...

قاب عکس بابا

قاب عکس بابا

سلام باباجانم، جان جانانم. نمی دانی که چقدر برایت دلتنگم. با زبان پاک و معصوم کودکی و از همان روزها برایت می نویسم. بعد از رفتنت همان روزها که هنوز دختر بچه ای کوچک بودم مادرم همیشه برایم از تو و خوب...

به یاد شهید وطن خواه

به یاد شهید وطن خواه

من همیشه بیاد خواهم داشت که اگر با آرامش و امنیتی دلنشین در کانون گرم خانواده روزها را سپری می سازم، همه را مدیون خون سرخ شما هستم که بر این خاک مقدس جاری گشت و سرخی اش را لاله ها تا ابدیت با یادگار خ...

دلتنگی

دلتنگی

سوار میشوم بر قطار خاطره ها تا باری دیگرخاطراتی که تکرار انها تمام تمنای وجودم است را بر صفحه دل به نمایش بگذارم، همان روزهایی که سراسر مملو از بوی خدا بود و در تک تک ثانیه ها خدا را میشد حس کرد ....

می خواهد تا ابد میهمانت باشد

می خواهد تا ابد میهمانت باشد

برای به تو رسیدن تنها باید عاشق بود و بس! باید عاشق بود و عشق را درک کرد تا تو صدا بزنی و بخوانی ، تو هیچگاه مهمان ناخوانده نداری، هرکه گذرش به تو می افتد اتفاقی نبوده بلکه او را خوانده ای و خواسته ا...

خاطراتی زیبا از شهید علی نعمتی

خاطراتی زیبا از شهید علی نعمتی

در سال ۱۳۶۹ کلاس اول دبیرستان، رشته ریاضی دبیرستان شهید دکتر باهنر شهرستان مراغه روز اول در مدرسه جدید با دوستانی جدید و نا آشنا وارد کلاس شدیم یک پسر مهربان، زیبا و دلنشین در صندلی کناری من نشست هموا...