بوی یوسف

بوی یوسف

آخرین بروزرسانی : پنجشنبه، 17 تیر 1400 ساعت 09:05

متن زیر تنها سرگذشت جانسوز یکی از شهدای نیروی انتظامی (ژاندارمري سابق) در طول 8 سال جنگ تحمیلی است و چه بسیارند عزیزانی که برای دفاع از میهن خود جان فدا کرده‌اند و تا کنون به آغوش وطن بازنگشته‌اند.

شاید در سال 1359 وقتی که عراق جنگی نابرابر را به میهن مان تحمیل کرد، یوسف در مسیر سرسبز و باران‌زده مدرسه‌اش، هرگز فکر نمی‌کرد یکی از نام‌آوران سرزمینش باشد و یا شاید آنقدر بزرگ‌منش بود که پشت نیمکت‌های چوبی، آن هنگام که رطوبت باران را از سقف کاهگلی مدرسه‌ حس می‌کرد، رویای رقص در میدان مین را در سر می‌پروراند.

«یوسف زنجانی‌پور قنبری» در سال 1346 در روستای "گرفم" از توابع شهر رشت دیده به جهان گشود. وی در خانواده‌ای متدین و زحمتکش متولد شد. شهید زنجانی‌پور قنبری، دوران نوجوانی خود را در راه کمک به والدین در کار کشاورزی و کسب روزی حلال گذراند و احترام به خانواده و نیکی به همسایگان از ویژگی‌های بارز او به‌شمار می‌رفت.

پس از سپری شدن سال‌های اولیه جنگ و حضور برادران بزرگ‌تر یوسف در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل، حال و هوای دفاع از وطن و شهادت‌طلبی در قلب و ذهن یوسف نیز نقش بست و روزها را به امید مهیا شدن شرایط سنی و خانوادگی و فرارسیدن زمان خدمت مقدس سربازی‌اش طی می‌کرد تا بتواند رهسپار جبهه‌ گردد.

در سال 1366 در حالی که یکی از برادران شهید زنجانی‌پور قنبری بر اثر شدت عوارض شیمیایی با حالی دگرگون به کانون خانواده بازگشت و برادر دیگر او در منطقه شمال غرب مشغول خدمت به وطن بود، زمان اعزام یوسف فرا رسید.

عشق به وطن و بی‌تابی‌های مادر که از یوسف می‌خواست تا زمان بازگشت برادرش به جبهه نرود، یوسف را بر سر دوراهی دشواری قرار داده بود. یوسف که بزرگ‌ترین دغدغه زندگی‌اش خدمت به والدین بود و در تمامی نامه‌هایش از خواهرها و برادرانش تقاضا می‌کرد پدر و مادرشان را تنها نگذارند و آنها را در انجام امور یاری کنند، قطعا تحمل ناراحتی‌های مادر را نداشت اما روح بزرگ او نمی‌پذیرفت که وعده آسمانی‌اش را به تعویق بیندازد؛ پس عزم خود را جزم کرد تا رضایت خانواده را گرفته و سپس راهی مناطق جنگی گردد.

شهید زنجانی‌پور قنبری، پس از اعزام به منطقه جنوب کشور به مدت یک سال در گشت جندالله اهواز مشغول خدمت‌ شد. در طول این یکسال، چندین بار به مرخصی آمد و در این مدت، تمام وقت خود را صرف کمک به خانواده و دیدن خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌های خود می‌کرد. هر بار که شرایط دیدار خانواده برایش فراهم نبود، دلتنگی خود را با ارسال نامه‌ برطرف می‌کرد و به دلیل وابستگی زیاد میان مادر و شهید بزرگوار که آخرین فرزند خانواده بود، عمده سفارش وی در نامه‌ها مراقبت از مادر پیرشان بود.

در یکی از نامه‌ها، شهید بزرگوار از برادران و خواهران خود خواسته بود به مادر پیرشان بگویند: «مادر، یوسف گفته اگر به سلامت برگردم تا آخر عمر از شما نگهداری می‌کنم، اما اگر نتوانستم برگردم، حلالم کنید...»

پس از گذشت یک سال از خدمت صادقانه شهید زنجانی‌پور قنبری در اهواز، سرانجام وی به منطقه جنگی زبیدات عراق اعزام شد. این جوان پرشور انقلابی از خطه سرسبز شمال که برای حفظ ارزش‌های کشور خود از هیچ تلاش و مجاهدتی دریغ نکرد، سرانجام در 21 تير ماه 1367 زیر آفتاب سوزان زبیدات به فیض شهادت نائل آمد و پیکر ایشان پس از 33 سال فراغ به وطن بازگشت.

به راستی که شهادت، هنر مردان خداست، هنر مردانی که فارغ از سن شناسنامه‌ای خود، روحی بزرگ و آسمانی دارند و به گونه‌ای زندگی دنیوی خود را سرشار از تقوا و معرفت می‌کنند که تنها، شهادت، پاداش لایق آنهاست.

کسی شاهد دلتنگی‌های یوسف آن هنگام که در خاک غربت به دیدار حق لبیک می‌گفت، نبوده است اما وجود آلبوم کوچک پوسیده شده از عکس‌های خانوادگی، کنار پیکر تفحص شده شهید بزرگوار، می‌تواند گواه دلبستگی و میزان دلتنگی‌اش برای عرض ارادت و ابراز محبت به خانواده‌اش باشد.

مادری که 12 سال چشم به راه آزادی پسر به اسارت گرفته شده‌اش بود و روزها را به امید بازگشت پسر دردانه‌اش به شب می‌رساند در طول ماه چندین بار لباس‌های یوسف را در مقابل آفتاب قرار می‌داد و از نو مرتب می‌کرد تا وقتی مسافر خسته‌اش بازگشت، بتواند اسباب راحتی او را فراهم سازد. مادر معصوم نمی‌دانست یوسف‌اش به آسمان‌ها پرکشیده و عاری از هرگونه اسارت، روح بزرگ‌اش همواره ناظر بر اوست.

خواهران و برادران شهید می‌گویند چند روز پس از شهادت ایشان که از مفقود شدن شهید بزرگوار مطلع شدیم، آرامش و قرار ما نیز از این خانه رخت بربست، لحظه‌ای یاد برادرمان از ذهن ما بیرون نمی‌رفت در تمام جمع‌های خانوادگی ما صحبت از خاطره‌های وی بود و هربار که پس از چند روز مادر را می‌دیدیم دیگر نمی‌دانستیم پاسخ سوال همیشگی او را چگونه بدهیم! «مادر؛ خبری از یوسف نشد؟ اسرا را نمی‌خواهند آزاد کنند؟»

تنها عشق مادری است که می‌تواند 12 سال امید بازگشت فرزند گمگشته را این چنین زنده نگه دارد و چنان قلب مادر را از دوری به تنگ آورد که شب هنگام، آن زمان که سکوت خانه را فرا می‌گرفت و صدای جیرجیرک‌ها روستا را پر می‌کرد، دیگر تاب دیدن جای خالی یوسف در خانه را نداشته باشد و فانوس به دست در جستجوی جگر گوشه‌اش باشد.

این مادر صبور و فداکار سرانجام پس از 12 سال انتظار در حالیکه تا آخرین لحظات زندگی برای دیدن یوسف بی‌تابی می‌کرد در بستر مرگ با در آغوش گرفتن پیراهنی از یوسف‌اش آرام گرفت و به دیار حق شتافت.

آری این تنها سرگذشت جانسوز یکی از شهدای نیروی انتظامی (ژاندارمری سابق) در طول 8 سال جنگ تحمیلی است و چه بسیارند عزیزانی که برای دفاع از میهن خود جان فدا کرده‌اند و تا کنون به آغوش وطن بازنگشته‌اند.

سال‌ها پس از فوت مادر در حالیکه برادران و خواهران شهید زنجانی‌پور قنبری هنوز از فقدان برادرشان در رنج بودند تصمیم به انجام آزمایش DNA گرفتند و خوشبختانه تا آن زمان شهید بزرگوار به عنوان شهید مفقودالاثر تفحص و به خاک سپرده نشده بود.

حفظ و نگهداری نمونه DNA خانواده شهید زنجانی‌پور قنبری در بانک اطلاعاتی و تطابق آن با استخوان‌های تفحص شده در چندین سال بعد، موجب آشکار شدن هویت این شهید جاویدالاثر شد و پیکر ایشان را به کانون خانواده بازگرداند.

لطف خداوند موجب شد، خانواده شهید زنجانی‌پور قنبری پس از 33 سال فراق، برادر خود را در کنار مادر عزیزشان در بقعه آقا میر عظیم گرفم به خاک سپردند، و این امر مرهمی بر قلوب داغدیده آن‌ها خواهد بود.

به راستی با اندکی تامل می‌توان دریافت، حال که شهدا برای آرامش و امنیت این سرزمین و مردم فهیمش از جان و آسایش خود گذشتند و به سعادت اخروی دست یافتند، وظیفه ما در قبال خانواده‌های دل‌سوخته آنان می‌تواند ادامه راه شهیدان و جلوگیری از پایمال شدن خون آن‌ها باشد.

گذری به سیره و مرام شهدایی همچون شهید زنجانی‌پور قنبری که با همرزمان خود عهد کرده بودند، جان بدهند اما تا آخرین قطره خون خود، یک وجب از خاک کشور را به دشمن ندهند، درس‌ ایستادگی را به ما می‌آموزد و تذکری است برای اینکه بدانیم ما نیز در راستای دستیابی به اهداف بزرگ کشورمان باید در مقابل نفوذ دشمن که امروز به شیوه‌ای دیگر نمود پیدا می‌کند مقاومت کنیم.

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور      کلبه احزان شود روزی گلستان غم‌مخور

نويسنده: فائزه زارع كارشناس روانشناسي معاونت اجتماعي فرماندهي انتظامي استان گيلان

دیدگاه های شما :


کدامنیتی