حیاط خانه ای  پر از خون

حیاط خانه ای پر از خون

قبل از اینکه پسرم را بیاورند خواب دیدم که درب حیاط ما پر از خون شده و از خواب بیدار شدم. جنازه‌ی پسرم را خودم دیدم که از ناحیه‌ی سر و گوش زخمی شده بود او خیلی مظلوم بود و هیچ کس را ناراحت نمی‌کرد ما او را با بدبختی و سختی بزرگش کردیم و آر...

سه شنبه، 30 شهریور 1400 ساعت 15:59
نوجوانی که یک هلیکوپتر عراقی را ساقط کرد

نوجوانی که یک هلیکوپتر عراقی را ساقط کرد

ساعتی قبل از شهید شدنش برای آوردن مهمات به ستاد فرماندهی می رود با همه دوستان خداحافظی می کند از او می پرسند: «امروز مثل اینکه خیلی خوشحالی مگر خبری هست که ما نمی دانیم؟» در جواب آنها می گوید: «آری، دیروز یک شکار هلیکوپتر داشتم و امروز  ا...

پنجشنبه، 28 مرداد 1400 ساعت 10:27